فریاد زیر اب

 


ضیافت های عاشق را...خوشا بخشش،خوشا ایثار

خوشا پیدا شدن در عشق...برای گم شدن در یار

چه دریایی میان ماست...خوشا دیدار ما در خواب

چه امیدی به این ساحل...خوشا فریاد زیر آب

خوشا عشق و...خوشا خون جگر خوردن

خوشا مردن...خوشا از عاشقی مردن

اگر خوابم اگر بیدار...اگر مستم اگر هشیار

مرا یارای بودن نیست...تو یاری کن مرا اِی یار

تو اِی خاتونِ خواب من...منِ تَن خسته را دریاب

مرا هم خانه کن تا صبح...نوازش کن مرا تا خواب

همیشه خوابِ تو دیدن...دلیل بودنِ من بود

چراغ راهِ بیداری...اگر بود از تو روشن بود

نه از دور و نه از نزدیک...تو از خواب آمدی اِی عشق

خوشا خودسوزیِ عاشق...مرا آتش زدی اِی عشق

بچه های ایران

 


به بچه های تو و من...وقتی یه روز بزرگ شدن

فردا که می خوان بدونن...کجا به دنیا اومدن

بگو جوابمون چیه...حرفِ حسابمون چیه

تکلیفِ اون خونه ای که...شده خرابمون چیه

گناهِ هر چی که گذشت...به گردن ما بود و هست

از ما اگر بُتی شکست...بت های تازه جاش نشست

هیچ کس به غیر از خودِ ما...از خودِ ما فریب نخورد

هیچ کس به غیر از خودِ ما...ما رو به بیراهه نبرد

به بچه هامون چی بگیم...بگیم که بی هویتیم

گدای حقِ خودمون...پشتِ درای غربتیم

به بچه هامون چی بگیم...که از کدوم ولایتیم

گدای حق خودمون...پشت درای غربتیم

بچه ها

پرسه در خاکِ غریب...پرسه ی بی انتهاست

هم گریزِ غربتم...زادگاه من کجاست

تو شبای پرسه ی دلواپسی...که می خوام دنیا رو فریاد بزنم

به کدوم لهجه ترانه سر کنم...به کدوم زبون تو رو داد بزنم

گم و گیج و تلخ و بی گذشته ام...توی شهری که پناه داده به من

از کدوم طرف می شه به هم رسید...همه کوچه ها به غربت می رسن

تو کدوم پس کوچه،اولین سلام...گنبدِ سبزو پُر از ترانه کرد

تو کدوم محله،واپسین وداع...غزلای عشقو غمگنانه کرد

بَرام از خاطره سنگری بساز...بیدِ بی ریشه رو شن باد می بره

نسلِ بی گذشته رو خاکِ غریب...مثل شخمِ کهنه از یاد می بره

می خوام از باغچه ی سبزِ امروزم...سبدِ خاطره هامو پُر کنم

می خوام از عطرِ دوباره گم شدن...شهرِ سالخوردگی هامو پُر کنم

...

کوچه ها و خونه ها،محله ها...اینجا دقترچه های بی خاطرَن

وسعت تنهایی

به وسعتت جهانمو شکنجه‌زار می‌کنم

ببین من از هجومِ تو کجا فرار می‌کنم

من از نگاه کردنت پرستشو شناختم

خدا رو سجده می‌کنم از این بُتی که ساختم

به من بهانه‌ای بده که کم شه باورم به تو

به من که هر شب از خودم پناه می‌برم به تو

چنان بریدم از خودم که از هوای تو پُرم

که با نفس کشیدنم از تو شکست می‌خورم

ثواب می‌کنم تویی،گناه می‌کنم تویی

نگاه کن به هر کسی نگاه می‌کنم تویی

بازخواهم گشت،

دوباره بازخواهم گشت،درِ گلخانه‌ها را باز خواهم کرد

تمامِ آسمان را آبیِ پرواز خواهم کرد

تو را در کوچه‌های کودکی آواز خواهم کرد

دوباره بازخواهم گشت،دوباره بازخواهم گشت

تمامِ قفل‌ها را باز خواهم کرد،از آنجایی که ماندم ناتمام،آغاز خواهم کرد

تو را اِی خانه‌ی بر آب،تو را اِی تشنه‌ی سیراب

تو را آباد خواهم کرد،تو را هر لحظه و هر جا،تو را هر جای این دنیا،تو را فریاد خواهم کرد

درختِ عشق خواهم کاشت،سیاهی یا سپیدی نه

تمامِ رنگ‌ها را دوست خواهم داشت...

کبوترهای عاشق را،گل‌های شقایق را

یکایک از قفس آزاد خواهم کرد...

سبب‌سازانِ هجرت را،تبردارانِ ظلمت را،به دارِ نور خواهم بست

زمینِ زادگاهم را که صدها تکه و پاره‌ست،دوباره بازخواهم یافت

اگر حتی فقط یک روز باقی باشد از عمرم،به خانه بازخواهم گشت

دوباره بازخواهم گشت...

شب اخر

سکوتت را ندانستم،نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی‌ها را،تو هم هرگز نپرسیدی

شبی که شامِ آخر بود،به دستِ دوست خنجر بود

میان عشق و آینه یه جنگِ نابرابر بود

چه جنگِ نابرابری،چه دستی و چه خنجری

چه قصه‌ی محقری،چه اول و چه آخری

ندانستیم و دل بستیم،نپرسیدیم و پیوستیم

ولی هرگز نفهمیدیم شکارِ سایه‌‌ها هستیم

سفر با تو چه زیبا بود،به زیباییِ رویا بود

نمی‌دیدیم و می‌رفتیم،هزاران سایه با ما بود

در آن هنگامه‌ی تردید،در آن بن‌بستِ بی‌امید

در آن ساعت که باغش به دستِ باد پرپر بود

در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود

شبِ آغازِ تنهایی،شبِ پایان باور بود

تقویم...

 

تاريخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روي ميز
هر برگ آن را پاره کن ميانه شعله ها بريز
بايد قلم گرفت به دست تقويم تازه اي نوشت
بايد تن نداد و رفت به جستجوي سرنوشت

هر برگ اين تقويم درد روز دروغ و شيون است
تاريخ ما ، حضور ما در دست تو ، دست من است
بر ما هر آنچه که گذشت تاريخ ما نبود و نيست
آغاز ما ، عمر زمين با خلقت دنيا يکيست

تا کي به فکر معجزه در انتظار حادثه
سوار سرنوشت تويي پشت غبار حادثه
تا کي به ظلمت گم شدن جادو شدن ، زانو زدن
خدا ندارد احتياج به نذر تو ، نياز من

تقويم درد و تفرقه ما رو به عصر سنگ برد
اين قوم در خود گم شده از ذات خود شکست خورد
اين کهنه تقويم غريب تکراره تاريخه عزاست
بي ابتدا و انتهاست نگو که شرح حال ماست

بايد جهان را تازه ديد رفت و به فرداها رسيد
براي يک آغاز نو نبايد انتظار کشيد
به اعتماد دست هم


بايد گرفت از نو قلم دوباره خط زد و نوشت
از ابتدا قدم قدم تاريخ مرگ و ماتم است
اين کهنه تقويم غم است بي ترس دوزخ يا بهشت
از زندگي بايد نوشت...

 
 

جدایی سالومه سیدنیا مجری شبکه من و تو از همسرش /تصاویر

جدایی سالومه سیدنیا مجری شبکه من و تو از همسرش /تصاویر

رسوایی دیگر در شبکه من و تو، این شبکه سلطنت طلب را به سقوط، نزدیکتر کرد…

سالومه سیدنیا ، یکی از مجریان تلویزیون ماهواره‌ای «من و تو» است که پس از اجرای برنامه «سالی تاک» و برنامه بی‌محتوا و خسته‌کننده «سمت نو»، از سوی مدیریت شبکه مأموریت یافت تا با تولید برنامه‌ای تازه جلوی ریزش مخاطبان را بگیرد. وی با تغییر قالب و دکور برنامه تکراری «جواب با سالومه» کوشید مشکل را رفع کند، اما همان‌طور که انتظار می‌رفت، در جلب نظر بینندگان شکست خورد و موفق نشد آنان را با خود همراه کند.

جدایی سالومه سیدنیا « مجری شبکه من و تو » از همسرش + تصاویر

این عدم موفقیت تا آن جایی پیش رفت که مدیریت تلویزیون «من و تو» حدود ۲ ماه است که آنتن را از وی گرفته تا بیش از این «من و تو» ضرر نبیند. شکست پی در پی سالومه سیدنیا در شبکه «من و تو» او را بر خلاف دیگر مجریان، تبدیل به مهره‌ای سوخته در این تلویزیون لندنی کرده است.

جدایی سالومه سیدنیا « مجری شبکه من و تو » از همسرش + تصاویر

سروش تهرانی ـ همسر سابق سالومه

اما این پایان شکست و سرخوردگی سالومه نیست؛ سیدنیا که پس از برگزاری سری نخست برنامه «آکادمی‌گوگوش» با برنده این مسابقه یعنی سروش تهرانی ازدواج کرده بود، چندی پیش از وی جدا شد.

سروش تهرانی که از روابط خارج از عرف همسرش (سالومه سیدنیا) با دیگر مجریان و عوامل مرد شبکه به ستوه آمده بود، پس از مدت کوتاهی او را طلاق داد. این مسأله‌ای است که بیش از نیمی‌از مخاطبان شبکه «من و تو» آن را تأیید می‌کنند و به آن اذعان می‌نمایند.

جدایی سالومه سیدنیا « مجری شبکه من و تو » از همسرش + تصاویر

فساد اخلاقی سالومه سیدنیا

گفتنی‌است، بدنامی‌های سالومه سیدنیا و شکست‌های پی در پی وی در اجرا و برنامه‌سازی سبب شد تا وی نسبت به دیگر عوامل شبکه «من و تو»، کمتر حق برنامه‌سازی و اجرا داشته باشد.

جدایی سالومه سیدنیا « مجری شبکه من و تو » از همسرش + تصاویر