گناه بچه ها چیه میون این قرنِ جنون...که بی صدا پرپر می شن تو شعله های جنگ و خون

گناه بچه ها چیه که سرپناهی ندارن...که شب ها با حسرت و بغض سر روی بالش می ذارن

دلگیرم از دنیایی که غرقِ شبی بی انتهاست...دنیای تلخی که هنوز بازیچه ی خودکامه هاست

هر کس به نام امنیت جهانو به خون می کِشه...لالاییِ هر کودکی صدای بمب و ترکشه

گناه بچه ها چیه که دنیا اِنقَدَر سیا(ه)ست...که جنگ و فقر و بی کسی،تقدیر تلخ ملتاست

کِی می شه جغدِ شومِ فقر از این جهان پَر بکِشه...سایه ی آزادی و عشق روی زمین گسترده شه

کِی می شه که از آسمون بارونِ شادی بباره...فرشته ی مِهر و امید روی زمین پا بذاره

اِی کودکِ بی سرزمین،شب می شکنه،طاقت بیار...شاخه گلی تو لوله ی داغِ مُسلسلا بذار